#سرباز
-
تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 0:22
مدت زیادی بود که سریالهای تلویزیون حالم رو خوب نمیکرد. از جنس من نبود. نمیدیدمشون... قهر کرده بودم با تلویزیون. بهش گفتم چیزی نداری که ارزشش رو داشته باشه یک ساعت وقتم رو به پات بریزم. آخرین چیزی
استرس معاملات
-
تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 0:22
این روزها، فقط اسم بورس و سهام و شاخص به گوشمون نخورده!!! بلکه احتمالا خیلیهامون به طور مستقیم باهاش درگیر شدیم. کد بورسیمون رو گرفتیم و چند تا معامله انجام دادیم یا اینکه هنوز در مرحله تحقیق و برر
احتیاط کنید
-
تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 0:22
عوام و خواص، بیسواد و دانشمند... از یک منظر هر دوی این تعابیر تشکیکی هستند و از منظری دیگر کاملا شانی هستند. یعنی فرد الف، به نسبت فرد ب، دانشمند است و همین فرد به نسبت فرد ج، بیسواد. اما اگر در شانِ
همیشه خوب نیست جای زخم آدم خوب بشه
-
تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 0:22
الان که ماه رمضان هست، تصمیم گرفتم در مورد یه تجربه تلخِ قدیمی براتون بگم... دقیقا چون ماه رمضان هست و شنیدنش موضوعیت داره و این داستان خیلی حرفها تو دلِ خودش داره... ادامه مطلب
ریتم رمضان
-
تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 0:22
از اول ماه مبارک، برنامه این بود که شب ساعت ۱۱ میخوابیدم و همسر اون ساعت میرفتند جلسههای کاریشون و وقتی حدود ساعت سه بامداد برمیگشتند من رو بیدار میکردند. بعدش یا نماز، یا دعا یا گفتگو با همسر
زینب، تو نذر حضرت زینبی، مادرجان!
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 9:22
زینب! کوچولوی مامان! امروز داشتم به این فکر میکردم که شکر نعمتهای خدا رو نکردم. پارسال با تو اربعین رفتم کربلا. پارسال ۲۲ بهمن تو با من بودی توی راهپیمایی. امسال هم روی کالسکه بودی. چقدر باید شکر
چه برایم آوردهای مارکو؟
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 9:22
روزی که همدیگه رو دیدیم من مارکوپولویی بودم واسه خودم. کلی این ور دنیا رفته بودم، کلی اون ور دنیا. مثلا کولهباری از تجربه بودم برا خودم. روزی که همدیگه رو دیدیم ندرتا پاش رو از شابدوالعظیم اون ور تر
۲ اسفند ۹۸، انتخابات
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 9:22
همسرجان مسجدشون رو حوزه انتخابیه کرده واسه همین من هم دیر اومدم رای بدم (ساعت ۱۱ و نیم) و هم برای اینکه دلش نشکنه مسجد اونا رو انتخاب کردم وگرنه به دلم بود برم مسجد محله مامانم اینا (محله سابق خودم) ک
استرس و اعصاب خردی
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 9:22
گاهی وقت ها یک حالتی شبیه به سردرد توی سرم عارض میشه که دلم می خواد دونه دونه تارهای موهام رو بگیرم و بکشم. این بار دوم طی یک ماه گذشته است ولی این بار علتش برام ناشناخته بود. جیغ ها و لجبازی های فاط
رجب المرجب
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 9:22
به یمن قدوم این ماه پربرکت میخوام همهی احساسهای کسالت و بیحالی و رخوت و اعصاب خردیم و احساسات منفیم نسبت به تمام مسئولیتهای حال و آیندهم رو دور بریزیم و خودم رو بابت گذشته ببخشم. امیدوارم به فضل
دوباره سلام
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 9:22
مدتی است ننوشته ام اما در همین مدت اینقدر تایپ کرده ام که دستانم کمی تندتر شده اند. پژوهشم را تحویل دادم. چقدر بی جهت حرص و جوش خوردم. آن هم در شرایطی که من از بسیاری از دوستانم کارهایم را زودتر تحوی
در محضر قرآن از کرونا پرسیدم...
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 9:22
خطر کرونا ویروس برای من و مصطفی جدی نبود و نبود تا دیشب که از بیمارستان بقیه الله الاعظم برگشت. اونجا رفته بود که همراه بقیه دوستانِ جهادیش، پارکینگ بیمارستان رو تبدیل به بخش نگهداری از بیمارانِ در حا
مبارزه
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 9:22
#امام_موسی_صدر دین شما دین «به چالش کشیدن» است؛ دین مبارزه است؛ دین حرکت پیوسته و آرمانگرایی همیشگی است؛ دین ورود به ژرفای زندگی و میدانهای مبارزه در طول زندگی است. پس جای شگفتی نیست که شما از این آ
سال ۱۳۹۹
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 9:22
کمتر از ۶ ساعت دیگه سال تحویل میشه. خدا کنه قلبهامون هم تحویل بشه... قبلا خونده بودم که فرج و ظهور امام زمان در نوروز اتفاق میافته. البته من در کتابی خونده بودم ولی بازم شما با یک جستجو در نت میتو
نیمه دوم اسفند ۹۸
-
تاریخ: 1399/1/5 ساعت: 9:22
اینم برگهی چک لیست دو هفته آخر اسفند. کلیک (+) پایین هر روز توضیحات در خصوص هر روز رو نوشتم. مثل اینکه مهمون بودیم یا نه. رنگ صورتی در بخش (ناهار و شام) یعنی غذا رو خودم درست کردم. رنگ صورتی در میان
مادرانه پدرانه ۴
-
تاریخ: 1398/11/20 ساعت: 1:21
این مطلب در مورد تربیت اقتصادی هست. البته نباید این مطالب من رو به چشم سند تربیتی بخونید. من هنوز کلاسهای تربیت اقتصادیِ حمیدکثیری رو نرفتم و گوش ندادم و حتی جزوه کودک متعادل استاد سلطانی رو وقت نکرد
هر چیزی که منو نکشه، قویترم میکنه.
-
تاریخ: 1398/11/20 ساعت: 1:21
تو کلاس تربیت مدرس طرح کلی که برگه نظر سنجی دادن، من برگه رو پر نکردم و پایینش تو قسمت توضیحات نوشتم که من چطوری برگه رو پر کنم وقتی که مهدکودک همش تق و لقه و من تمرکز ندارم برای دقت تو کلاس و ... و
قاعده بازی
-
تاریخ: 1398/11/20 ساعت: 1:21
یه اتفاق مهمی در دو ماه گذشته رخ داد که من اون رو اینجا ننوشتم. بیشتر چون اعصابم رو به بازی گرفته بود و دوست داشتم در سکوت حل بشه. اونم این بود که تختِ فاطمهزهرا بِد باگز داشت و یه مقدار توی خونه هم
دلتنگی برای حاج قاسم تمامی ندارد
-
تاریخ: 1398/11/20 ساعت: 1:21
از وقتی حاج قاسم شهید شده، امکان نداره مثلا سوار ماشین بشیم و حرفی از حاج قاسم زده نشه. عکسهای حاج قاسم روی در و دیوار محله و شهر، با آدم حرف میزنه. فاطمهزهرا هم که سوار ماشین میشیم درخواست پخش مدا
۱۱ بهمن ۹۸، مشهد الرضا
-
تاریخ: 1398/11/20 ساعت: 1:21
مشهدم و نائبالزیاره و انگار اینبار فارقالبالترم. بعد از چندین سال این اولین تشرفِ دوبارهام در طول یکسال به مشهد مقدسه :) دلم میخواد اینبار، تو این زیارت، کار متفاوتی انجام بدم. البته فعلا در